خرداد🍒❤️
روز اول خرداد با ترنم و خالهمهری رفتیم دوردور و کافه و خیلی خوب بود




و مامانا




موقع برگشت به خونه آیدای خسته

و سوم خرداد روستای زیبای مانیزان



































و دوچرخهسواری و سرسره صبحگاهی


و استارت نهار در حیاط با آبگوشت جمعه

اسکوترم کوچیک شده بعد نهار یه کوچولو تو کوچه بازی کردم

امتحانات رو با دوچرخه رفتم مدرسه



هفتخرداد، پایان امتحانات، پایان کلاس چهارم😍🧿😍

و عکسنوشتهی آخرین روز مدرسه از خانم قنبری


پایان مدرسه و اومدن رامین و آرنیکا

یه روز صبح رفتیم با بابا دوچرخه سواری تو پارک آیناز رو دیدم و با هم بازی کردیم


و آخر هفتههای خونهی عزیزجون با بچهها




یه روز عصر رفتیم با سوگند و ترنم بستنی خوردیم و پارک چرخیدیم





و کرسی درست کرده بودم تو این گرما و برنامهی صداتو میدیدم

من و بلدرچینهام



و یه شب رفتیم خونه دایی و ثنا و تبسم هم بودند

میرم آموزش شنا و یه روز بعد از شنا اینطوری بیهوش شدم من که کلا روزا نمیخوابم

و این فانوس زیبا رو سوگند و ترنم داشتن منم با یه سری قول و قرار مامانی برام گرفت

و کارنامه گرفتم و خیلی خوب شدم هم اخلاق و رفتار و هم درس

یه ساعت هوشمند داشتم خرابش کرده بودم افتاده بود تو آب🤕
مامان و بابا جایزهی کارنامهم ساعت هوشمند برام گرفتن و دستهکلید پوکمون😍
۲۰۰تومن داداش و ۲۰۰ تومن هم عزیزجون بهم دادند😍


رستوران مادر خوب مهمون داداش بودیم



شب عید قربان خاله اینا اومدن و خونه عزیز بودیم و یک تیر تولد خالهست، تولدش رو کمی زودتر گرفتیم



یه شب باران اومد پیش من خوابید و فرداش با هم رفتیم استخر و خیلی خوب بود

و شبش رفتیم پیش خالهاینا





















خرداد🍒❤️ 
