تیر🌞🌞
سلام؛ تولین روز تیرماه با دوستام رفتیم پارک و حسابی خوش گذروندیم











نوبت ماشین سواری

و ماشین سواری


اینقدر تو پارک موندیم تا ماه طلوع کرد و شب رسید

استخرپارتی با رفقا❤️❤️❤️



خالهبانو رفته بود کربلا رفتیم خونشون زیارت قبول




عصرا میرم کوچه دوچرخه سواری



یه روز صبح بابا بلدرچینهام رو از قفس دراورده بود و اومده بود خونه بعد متوجه شده بود آرنیکا نیستش هر چی گشته بود پیداش نکرده بود من کلاس بودم سریع رفته بود یکی شبیهش خریده بود برگشته بود بعدازظهر که مامانم رفته بود تو حیاط آرنیکا از دیوار همسایه پریده بود تو حیاط و بدین سان من حالا سه تا بادرچین دارم؛ آمریکا، رامین، رایا


دو سه روز خاله اینا اومدن پیش ما، یه روز با باران رفتم بیرون



و یه شب خاله ما رو برد رستوران نبیخان















روز جمعه خالهاینا رفتن ما هم با دینا اینا رفتیم پارک ملل






یه ظهر گرم تیرماهی که تو حیاط من و مامان حسابی آببازی کردیم


کمک کردن من در حسینیه

و دسته عزاداری



و شام غریبان

خونهی عزیز بعد از به مدت که نرفته بودیم






تیر🌞🌞 
