آیدا کوچولوی ماآیدا کوچولوی ما، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره
داداش امیدمداداش امیدم، تا این لحظه: 28 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

مسافرکوچولو

🌸فروردین🌸

1405/1/31 17:04
نویسنده : آیداکوچولو
178 بازدید
اشتراک گذاری

نوبهار است..🌸🌸🌸

🌸سلام سلام؛ سال نو مبارک؛ به امید آبادی و آزادی برای ایران عزیزمان🙏سال تحویل خاله‌اینا از تهران اومدن رفتیم پیششون

پس‌فرداش با دایی‌اینا رفتیم

و سفره هفت‌سین خودمون

عید دیدنی خونه عزیزجون

عیدی‌های من؛ جعبه‌موزیکال عیدی مامان؛ دستبند عیدی بابا و پانتوجیم و ست پرگار و گونیا و.. عیدی از طرف داداشی؛ جعبه و مداد اتود و دستمال مرطوب از طرف باران جوراب و پاک‌کن از طرف سوگند و ترنم

و تکلیف عید نوروز داستان نویسی

عیددیدنی خونه دایی

و بارانی شب اومد پیش من

مشغول نهار با بارانی

یه روز خوب بهاری؛ بارونی پیش خاله‌اینا؛ دایی‌اینا هم بودند

با بچه‌ها خونه ساختیم سوگند میگفت بالای این عکسا باید بنویسیم: عاقبت درس نخوندن😁

یه روز رفتیم عیددیدنی مامان‌اقدس سوگند و یه سر هم رفتیم چشمه

و اما ۱۳ به‌در

والیبال هم بازی کردیم توی روستا

و مراسم سبزه گره زدن و آرزو کردن.

یه شب مهمونی خونه‌ی ما

و یه روز خونه عزیز

من و کیانا کلاس زبان

یه روز خوب روستا با بچه‌ها

و روز دختر با سوگند اینا قرار شهربازی و تنورک گذاشتیم

این لباس سبز زیبایی که پوشیدم رو دایی‌علی‌جون با سلیقه خودش برام هدیه گرفتن و بالاخره یکی دو روز کارشون اجازه داد و اومدن پیش ما که خیلی خوش گذشت باهاشون؛ بالاخره داداش حسین گاد مافیا اومد و ما دوبار مافیا بازی کردیم اینقدر شاد بودیم از دیدنشون که یادم رفت با دایی علی اینا عکس بگیرم

و کادوهای روز دختر من

لپپف کادوی داداش؛ عطر و گل‌آکواریومی و لاک و سکه پارسیان بابا و مامان، کتاب از طرف زهراجون و عزیزجونم هم یک میلیون‌تومن خاله جونم و مادرجونم هم هر کدوم پونصدهزارتومن

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)