یه سری از عادت های من
سلام اولین دوست نداشتن من تخت نوزادی بیمارستان بود که هر وقت روش می خوابیدم عق میزدم وگریه وبی قراری میکردم اینقدر عق زدم تا مامانی فهمید من از این تخته بدم میاد ومنو یا پیش خوش می خوابوند یا پیش بانو خانوم بودم تا اونشب گذشت ازهمون اول که بدنیا اومدم اخم کرده بودم الانم خیلی وقتا اخم میکنم فقط موقع خواب خرگوشی میخندم الانا 4/3 ساعت یا بیشتر که بیدارم وقتی که می خوام بخوابم ومامانی یا بابائی فکر می کنن که دیگه خوابم سنگین شده ومنو تو جام میذارن در صورتیکه تو 5 دقیقه ی اول لبه ی پتومو دهنم نکنم ودستهام رو هم نیارم بیرون یعنی حتما حداقل 2 ساعت با آرامش می خوابم اما اگه دستام رو بیارم بیرون ولبه ی پتو رو بکنم دهنم یعنی دوباره ب...
نویسنده :
آیداکوچولو
19:45












