آیدا کوچولوی ماآیدا کوچولوی ما، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره
داداش امیدمداداش امیدم، تا این لحظه: 28 سال و 11 ماه و 13 روز سن داره

مسافرکوچولو

11ماهگی

سلام من آیدا کوچولو امروز 11 ماهه شدم گفتم حالا که دیگه 11 ماهه شدم یه ذره بارفیکس برم قوی تر بشم خوب دیگه 11 ماهه شدم می دونم اعصاب یعنی چی یه وقتائی اعصاب ندارم خوب این عکسم همین چند دقیقه ی پیش مامانی ازم گرفت من دوست دارم این سطل رو بزارم رو سرم واین بطری ها رو بکوبم به همدیگه   ...
7 آذر 1393

آیدا از 10تا11ماهگی

سلام این ماه من چهار دست وپا رفتم وتونستم دستم رو به هر جائی بگیرم وبلند شم من یه خورده از قرار از همسن های خودم دخمل تنبلتری هستم 20 آبان ماه برای اولین بار از سینه خیز رفتن دست برداشتم وچهار دست وپا رفتم وفهمیدم چقدر ساده تره این جوری توی این ماه دندون های چهارم وپنجمم دراومدن ودندون ششم هم از قرار قراره دربیاد دامنه ی لغاتم خیلی تغییری نکرده حتی یه سری از کلمات رو هم دیگه تکرار نمیکنم مثل نی نی ونا نای وبای بای در عوض وقتی ازم بپرسین کلاغه میگه؟میگم غارغار وببعی میگه ؟میگم بع بع وپیشیه میگه ؟میگم مومووقورقوری میگه ؟میگم قور قور دستها وپاها وچشمام رو هم بلدم نشون بدم وکلمه ی پا رو هم یاد گرفتم هم به پاهام هم به جورابام می...
3 آذر 1393

آیدا کوچولو مشهور میشود

سلام  من 9 ماهگیم یه عکس انداختم با مجله ی دانستنیهای داداشی مامانیم اون عکس رو به مجله ی دانستنیها ای-میل کرد وعکس من شماره ی 116 مجله صفحه ی 120 چاپ شد وبدین سان من مشهور شدم این اصل عکس واین مجله واینجا هم صفحه ی 120 مجله که عکس من چاپ شد   ...
23 آبان 1393

مراسم شیر خوارگان حسینی

سلام من امروز به اولین مراسم عزاداری رفتم ودر مراسم شیر خوارگان حسینی شرکت کردم رفتم تا با خانوم رباب وحضرت علی اصغر همدردی کنم اینجا آماده شده بودم که برم این سربندی رو که بستم سال پیش که هنوز به این دنیا نیومده بودم زن دائیم از مشهد مراسم شیر خوارگان حسینی برام آورده بود که امسال خودم بستمش وتوی مراسم شرکت کردم از اونجائی که من ومامانی بودیم وکسی همراهمون نبود مامانی خودش در حالیکه من بغلش بودم عکس ازم گرفت واسه همین خیلی نتونست عکس های خوبی بگیره اینجا نذر نامه خونده شد وهمه داشتن دعا می کردن ویا حسین می گفتند صلوات ...
9 آبان 1393

10ماهگی

سلام من آیدا کوچولو امروز 10 ماهه شدم یعنی ماه هام دو رقمی شد امروزظهر رفتم پارک وعکس های یاد بود 10 ماهگیم رو تو یه فضای پائیزی گرفتم تواین عکس دارم خش خش برگارو می شنوم وحسشون میکنم واینجام دارم برگها رو با دستام لمس میکنم   اینجام من وفضای پائیزی تواین عکس ها رو نیمکت نشستم دست زدن پائیزی ودرحال گل چیدن اینجام با بابائیم کنار حوض آب ودارم به آب وبرگا اشاره می کنم روپل دارم آب رو تماشا میکنم لبخندپائیزی شادی پائیزی مامان نوشت:هرچی آرزوی خوبه مال تو... ...
7 آبان 1393

آیدا از 9 تا 10 ماهگی

سلام من اومدم من توی این ماه هر کاری که کردم بقیه اسمش روگذاشتن سجور بجور فضولی یا خرابکاری ویا اینکه حسابی ازکارم تعجب کردن من به قول بزرگترا یهو خیلی متحول شدم خیلی خوب همه چیز رو می فهمم وهمه چیزرو تشخیص میدم یه لحظه یه جا بند نمیشم ودائم یا دارم یه چیزی رو می ندازم یا یه چیزی رو میکشم یا یه چیزی رو ور می دارم وفرار اگه با این کارهام مخالفت بشه حسابی باصدای بلند وجیغ وداداعتراض میکنم شغل آیندم رو هم همین ماه انتخاب کردم قراره سیم کش ساختمون بشم چون دائم میرم سمت کلید وپریز وسیم های برق و هرچیزی که به برق مربوط میشه بالا کشیدن از همه جا رو هم یاد گرفتم ودر حین بالا رفتن از هر جائی یه بارم سرم رو میکوبم وجیغ می...
5 آبان 1393