آیدا کوچولوی ماآیدا کوچولوی ما، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 23 روز سن داره
داداش امیدمداداش امیدم، تا این لحظه: 28 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

مسافرکوچولو

نوروز۹۶

سلام سلام صد تا سلام وسال نو مبارک وصد سال به از این سالها ۴شنبه سوری رو ما خونه موندیم وبیرون نرفتیم برای سال تحویل خاله اینا عزیز جون ودایی اینا پیش ما بودن وخیلی خوش گذشت ومن یه عالمه عیدی گرفتم  هفته ی اول بابام شیفت بود وما هم خونه با مهمونامون سر گرم بودیم وهفته ی دوم که بابا مرخصی بود دو روزش رو رفتیم دو تا روستای زیبا یه روز رفتیم بروجرد یه روز رفتیم عید دیدنی یه روز مهمونی داشتیم و سیزده به د رو هم رفتیم پارک واما عکس ها من وهفت سین من وبارانی وسوگندی  من وداداشی وبابایی بازی وشادی با بچه ها یه روز که رفتیم باغ رستوران ومهمون دایی بودیم عروس مهمونی خاله زینب بودش من وبارانی وسوگندی و رای...
14 فروردين 1396

۳۹ماهگی

من آیدا کوچولو امروز ۳۹ ماهه شدم امروز توی پارک سیفیه نقاشی گروهی کودکان بود با موضوع نوروز که مامانم منو برد ولی من خیلی نپسندیدم یعنی اینقدر فکر وذکرم پیش تاب سرسره بودش که از نقاشی لذت نبردم واما عکس ها ی امروز     ...
7 فروردين 1396

آیدا از ۳۸ تا ۳۹ ماهگی

سلام این ماه من متین ترین خانوم ترین وعزیزترین دختر دنیا شدم اینو خودم نمی گم آ همه میگن یکی از کارای این ماه من مورچه بازی بودش دائم با مورچه های تو خونه وحیاط مشغول بازیم  واصرار دارم همه رو بزارم پیش هم مورچه های تو خونه رو می برم می ندازم تو حیاط واما عکس ها اولین عکس سی دی بلاگم هستش که مامانی به نی نی وبلاگ سفارش داد وسی دی ۱۵۴ پست اول وبلاگم برام ارسال شد این طوری دیگه وبلاگم همیشگیه این ماه تولد سوگندی بود که رفتیم جشن تولدش وخوش گذروندیم وبعدازتولد که توی اتاقش بازی می کردیم با بادکنک ها  وخونه تکونی اینجا داشت رعد وبرق میزد من اومده بودم این گوشه پفیلا می خوردم  یه روز با...
3 فروردين 1396

آیدا از ۳۷ تا ۳۸ ماهگی

سلام اول ازخرید لباس عیدم بگم که امسال باسلیقه ی خودم یه لباس سبز خوشگل انتخاب کردم ومامان وبابام هم همون رو برام خریدن سبز رنگ مورد علاقه ی منه از هر چیزی سبزش رو دوست دارم حتی پاستیلام رو هم اول سبزاش رو می خورم این ماه مامان وبابام منو بردن برای بینایی سنجی مامانم چندروز در مورد این مساله با من حرف میزد ومنم همش می گفتم که میرم وگریه نمی کنم مامانم برام جایزه هم خرید که بعد از معاینه بهم بده ولی روزی که رفتیم یه گریه زاری اساسی راه انداختم بازم کار بینایی سنجیم انجام نشد مرکز بهداشت هم برای چکاب قد و وزن ۳ سالگی باید می رفتیم که رفتیم واونجام فقط گریه کردم ونذاشتم انجام بشه قایم شدن سرگرمی مورد علاقمه بابا ومامان یا هر مهمونی که ب...
4 اسفند 1395