شهریور 🍇
و رسیدیم به آخرین ماه تابستان 🍇
اوایل شهریور دوستان مامان دعوتمون کردن کافه به رسم سیاه برداران برای مامانم






و جمع مامانا با سابقهی نزدیک به ۳۰ سال رفاقت

به مامانم یه لباس قشنگ هدیه دادن و خاله مهری و ترنم برای من کتابی که دوست داشتم رو هدیه گرفته بودن و خاله معصوم هم برای همهی دخترا رژلب 💄 هدیه گرفته بود



بعد از کافه رفتیم دور دور




و رفتیم لوازمتحریری کتابباز و این کلاسور رو هم مامان برام گرفت


وقتی برگشتیم شب بود بابااینا هم نبودن؛ توت فرنگی عادت داره دیگه غروب که تاریک میشه بذاریمش تو قفس و غذاش رو براش بذاریم؛ اون روز دیر اومدیم کلا عادت نداره بره رو بالکن اومدیم دیدیم رفته رو بالکن پشت در توری اتاق من نشسته و جالب اینجا بود که باهامون قهر بود نه از جاش تکون خورد نه بقبقو کرد تا مامام رفت غذا آورد و اونوقت پا شد از جاش

یه شب با دایی اینا دعوت داشتیم خونه مادرجون من؛ من و ترنم زودتر رفتیم




یه روز رفتیم تنورک 😋 نگم براتون چقدر خوشمزه بود




و این عکس یعنی بوی ماه مهر 🍂

و عکس یواشکی از دخمری که داره سالاد شیرازی درست میکنه

من و ترنم قرار گذاشتیم برای مدرسه کتونی ست بگیریم
یه روز باهم رفتیم و خریدیم بعدم رفتیم کافه و دوردور







تو خونه هم که کفشام پامه کلا

نهار جمعه در حیاط


غروب جمعه خیلی دلگیر بود رفتیم بیرون شهر یه دوری زدیم







برگشتیم و آیسپک خوردیم

و ساندویچ در حیاط و بازی با توتفرنگی





من آبدوغخیار خوردم توتفرنگی گوشواره من رو خورد


و استیکرای کرومیم رو چسبوندم به دیوار بالای تختم 😍

یه شب خونه عزیزجون مشغول دیدن سریال جواد؛ بچهمهندس

کادوی یهویی مامانم


۲۰۰ تومن مادرجون برای شروع مدرسه بهم هدیه دادن اون بقیه هم داداشی برام هدیه گرفته

نهار در حیاط همراه با توتفرنگی 🍔

یه روز خوب ؛ پارک و شهربازی با سوگند و ترنم















سوگل امسال میره یه مدرسه دیگه واسه همین قرار گذاشتیم رفتیم بیرون



























و عکس یهویی از تلویزیون دیدن من و بابا

به مناسبت ماه مهر اولین عکس از اولین روز پیشدبستان من

و عروسکی که مامان به مناسبت همون روز برام گرفته بود


و سیویک شهریور ناخنای قشنگم رو کوتاه کردم و اینکه سرما خوردم😭🤒




شهریور 🍇 
