مرداد🌞🌞🌞
مرداد با مهمونی دورهمی دوستانه خونه خاله معصوم شروع شد





یه شب با مامانی مدادخودکارای فانتزیم رو آوردیم مرتب کردیم کلکسیونی دارم برای خودم



یه ظهر داغ مردادی و آببازی حسابی تو حیاط با مامانی





یه روز با مامانی رفتیم پارک هم تاب و سرسره بازی هم گردش هم بستنی هم عکس با چترهای رنگی رنگی










و یه ظهر داغ مردادی دیگه و آببازی با بابایی






و هیأت عصر تاسوعا




شب عاشورا با خاله پریسا و پریا رفتیم حسینیه و خیلی خوب بود کلی دوست پیدا کردم و اینقدر بازی کردیم که بیهوش شدیم

شب شام غریبان من نذر شیر و شمع دارم شمع و شیر گرفتیم و رفتیم حسینیه، من کلی تو جمع کردن لیوانها کمک کردم و البته بخش عمدهش به بازی گذشت

بیشتر از دهسانت از موهام رو مامانی کوتاه کرد

یه شب رفتیم خونه پریا اینا و اینقدر موندیم که من و پریا خوابمون برد




یه روز پیک نیک








و جوجه کباب درست کردن با بابایی

و آرمین رفت 😔و طلا اومد🙂

و من و جوجههام🐥🐥


گردش در هزار پله





















و فیلم معجزهی عشق


و اولین کتاب رمانم که مامان از شهرکتاب برام گرفت

سلفی من و ستاره و ستایش


و پایان مرداد ماه با سوگند و ترنم رفتیم سینما فیلم نارگیل 2





مرداد🌞🌞🌞 
