مسافرکوچولو

1

مسافرکوچولو

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ  وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ 

   آیدای زیبا

 

                                                                                                       

آیدا از ۵۷ تا ۵۸ ماهگی

سلام من اومدم من یک آیدای نامرتم که کفر مامانم رو درآوردم بهداشت رو هم رعایت نمیکنم وسایلم رو هم جمع نمی کنم و فقط ریخت و پاش میکنم اما مهربونترین دختر دنیا هستم حتما شبا که می خوام بخوابم باید یه عروسک کنارو بخوابونم و همچنان کنار مامانی می خوابم سوره ی قدر رو تقریبا حفظ کردم فقط مونده آیه ی آخر که اونم تموم بشه دیگه مامانی برام وسایل پزشکی جایزه می خره واما عکس ها اول عکسهام با دوستام پارک بانوان یه روز که عمو عباس اینا دوست بابام اومده بودن خونمون و من یه عالمه با مبینا بازی کردم ویه روز توی شهربازی ستاره ها یه روز خوب با سوگند در دل طبیعت زیبای پائیزی ...
5 آبان 1397

آیدا از ۵۶ تا ۵۷ ماهگی

سلام من اومدم این ماه بخش زیادیش رو ما مهمون داشتیم وبه من خیلی خوش گذشت هر چند یه بازم سرما خوردم و یه چند روزی درگیر سرما خوردگی بودم واما عکسها اول عکسای من و دوستام تو روزای مختلف این عکسا یه باره که رفته بودیم خونه ی خاله مهری وخیلی به ما بچه ها خوش گذشت واینا عکسای یه شب که رفته بودیم مراسم ولیمه و من با دینا و آیدا دختر دایی دینا عکس گرفتم و عکس تکی هم گرفتم یه روز رفتیم روستا خونه ی مبینا اینا انگور و گردو چیدیم قبل از اینکه بریم باغ رفتیم باغ رستوران نهار خوردیم یه روز رفتیم خونه آوا جون که خدا یه آبجی کوچولو به اسم آرشیدا داده بهش خ...
4 مهر 1397

آیدا از ۵۵ تا ۵۶ ماهگی

سلام من اومدم این ماه تغییراتم یه ذره زیاد بود مثلا برای هرچیزی مامان وبابا تشویقم میکنن یا قربون صدقم میرن ناراحت میشم دوست ندارم و تاکید میکنم ساکت باشن!واین موضوع براشون خیلی عجیبه! یه ذره هم حرف گوش نکن شدم یعنی حرف گوش نکن تر از قبل! والبته نا مرتب تر یعنی اصلا به مامانم کمک نمیکنم فقط ریخت و پاش میکنم یه روز مامانم حسابی شاکی شده بود و گفت که خسته شده اینقدر باید ریخت و پاشای منو جمع کنه به مامانم یه پیشنهاد خوب دادم گفتم حالا که خسته میشی از بابا و داداش و عزیز میتونی کمک بگیری😆😆 دوتا ترانه رو خیلی دوست دارم یکی" آمد بهار جانها"محسن چاووشی وترانه ی "پرسون پرسون"حجت اشرف زاده،هر وقت سوار ماشین باشم این آ...
6 شهريور 1397

۵۵ماهگی

سلام من آیدا کوچولو امروز ۵۵ماهه شدم در دو چال گونه ات دنیایِ من جا میشود😍 عاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت😍 ...
7 مرداد 1397

آیدااز ۵۴تا ۵۵ماهگی

سلام این ماه بیشترش رو تهران بودم و خوش گذروندم هم عروسی داداش عرفانم بود و هم کلی گردش و تفریح رفتم.یه عادت جدید پیدا کردم وقتی یه چیزی که میدونم ممنوعه میخوام با ناز و عشوه بارها میگم حالا یه بار حالا یه لحظه حالا یه کوچولو حالا حالا حالا و تکرار و تکرار و تکرار میکنم خواستم رو واما عکس ها اول عکسهای بامزه ی من و سوگندی عکس لوبیاهایی که کاشتم و سبز شدن بازم من و سوگند وعکس  شروع سفر توی مسیر به مناسبت عروسی داداش عرفان برای اولین بار لاک خریدم و زدم وحنابندون کوچولوی خانوادگی داداش عرفان عروس مهمونی داداش امیر و شیوا جون که روز تولد شیواجون ...
6 مرداد 1397

آیدا از ۵۳ تا ۵۴ ماهگی

سلام من اومدم😊 توی ماه رمضون خاله اینا دو سه روز اومدن پیشمون و خیلی به ما خوش گذشت یه شبم با مامانیم رفتیم مراسم احیا من کلی اون شب دوست پیدا کردم و کلی هم دعا کردم مامان و بابا هر وقت فرصت کنن منو میبرن بیرون ؛پارک؛اسکوتر سواری و دوچرخه سواری و تاب و سرسره بازی واما عکس ها اول عکسهای من و باران و سوگند و ترنم گلی🤗 وغروبا که به گلا اب میدم و گاهی هم جارو میکنم یه روز که رفتم پارک و شهر بازی و اسکوتر بازی یه روز که رفتم دریاچه اسکوتر بازی کردم و قایقم سوار شدم ونماز خوندن من و عکس بعدی هم مراسم شب احیا ...
3 تير 1397