مسافرکوچولو

من آیدا کوچولو هستم

مسافرکوچولو

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ  وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ 

   آیدای زیبا

 

                                                                                                       

۴سالگی

سلام من امروز ۴ ساله شدم امسال تولدم دقیقا روز خودش برگزار شد خیلی منتظر رسیدن این روز بودم نزدیک به یک ماه هر روز بارها در موردش صحبت میکردم در مورد کیکم مهمونام و همه چیز عکسهای آتلیم رو هم امسال ظهر روز تولدم رفتیم گرفتیم و عکسای خونوادگی هم انداختیم امسال؛عکسال امسالم رو یه آتلیه ی دیگه رفتیم مثل همیشه آتلیه عمو فرشید نرفتیم یه توضیحم در مورد لباس امسالم ؛من و مامانی و خاله و بارانی قرار بود پائیز بریم چابهار که خاله دچار یه حادثه شد و سفرمون کنسل شد قرار بود بریم منزل دوست خاله،بعد از کنسل شدن سفر دوست خاله برای من و باران یکی یک دست لباس فرستادن لباس باران سنتی بلوچی بود و لباس من سنتی پاکستان(کراچی)😊وهمین لباس شد لباس تولدم ...
7 دی 1396

آیدا از ۴۷ تا ۴۸ ماهگی

سلام من اومدم این ماه من دختر بهونه گیر و یه کمی بد اخلاقی شدم که احتمالا تا حدیش اقتضای ورود به ۵ سالگیه یه بخشیش رو تاثیر محیط اطراف بوده مامان و بابا و داداشی خیلی باهام مدارا می کنن و همه دارن تلاش میکنن تا این دوره هم بگذره و من بشم همون آیدای بی همتا این ماه یه سرماخوردگی شدید و بد گرفتم و کلی اذیت شدم وکلی طول کشید تا خوب شدم ؛تا تولدم چیزی نمونده و براش خیلی منتظرم هر روز در موردش صحبت می کنم و دیگه طاقتم رفته واما عکس ها اولین عکسا مربوط به یه روز که با سوگند رفتیم دل طبیعت گردش 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 ویه روز که رفتم بیرون و سحر...
1 دی 1396

آیدا از ۴۶ تا ۴۷ ماهگی

سلام این ماه اتفاق بسیار تلخی افتاد توی کشورمون که دل همه رو به درد آورد و خانواده های زیادی رو داغدار کرد وبچه های زیادی تنها و یا بی خانمان شدن این اتفاق تلخ زلزله ی ناگوار کرمانشاه بود؛بازم مثل همیشه همه ی مردم با همه ی توانشون کمک کردند، امیدواریم مشکلات اون منطقه هرچه زودتر حل بشه خوب واما روزهای ما چه جوری گذشت؛این ماه هم باز بخش عمده ایش رو تهران بودیم و پیش باران بودم من و با هم خوش گذروندیم هر چند باران سرگرم درساش بود واما عکسا🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 یه روزم با بار...
6 آذر 1396

آیدا از۴۵ تا ۴۶ ماهگی

سلام این ماه یه حادثه برای خاله اتفاق افتاد که خدا روشکر بخیر گذشت و من ومامانم یه چندروزی رفتیم خونه ی خاله اینا اونجا به من خوش گذشت هرچند باران درگیر درس و کلاس بود ولی بازی و شیطنتمون سرجاش بود خلاصه یه چند روز موندیم و بر گشتیم یه روزم رفتم باغ موزه ی کتاب واما عکسها اول عکسای من وباران ویه روزم که رایا اومد اونجا و با هم کلی بازی کردیم وعکس هم گرفتیم 😍 😍 😍 😍 این عکسا رو خاله زینب جون ازمن و باران گرفت و طراحی کرد 😍 😍 باران همش موهای منو شونه میکرد و گل وگیره میزد و کلا لباسای مختلف تنم میکرد و خلاصه فشن تایم داشتیم وعکسای من در باغ موزه ی کتاب 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 ...
6 آبان 1396

۴۵ماهگی

من آیدا کوچولو امروز ۴۵ ماهه شدم وچون با دختر دائی و دختر خالم بودم کلا به فکر بازی و شیطنت بودم وحوصله ی عکس گرفتن نداشتم و این چندتا رو هم مامانی به سختی گرفت و کلی هم اخم کردم واسه بعضیاش 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 ...
7 مهر 1396

آیدا از ۴۴تا۴۵ماهگی

سلام من اومدم این ماه خیلی خوش گذشت بخش عمده ایش رو مسافرت بودم و پیش بارانی؛از صبح تا شب با بارانی انواع بازیها رو می کردیم تاب بازی خاله بازی کتاب می خوندیم و خلاصه همش با همدیگه بودیم و خیلی به من خوش گذشت یکی دوروزش سوگند هم بود با هم تئاتر رفتیم ومن بار اولم بود که می رفتم یه شب رفتیم دلفیناریوم برج میلاد که خیلی باحال بود پارک لی لی پوت رفتیم و دو روز هم رفتیم دماوند و دو سه روز هم رفتیم ویلای خاله اینا کلا خیلی خیلی به من خوش گذشت هر چند یه سرمای کوچولو هم خوردم؛وقتی برگشتیم خیلی دلتنگ باران بودم اینقدر که دو روز تب کردم واما عکس ها اولین عکسها وقتی سوگند هم بود و عکسهای تئاتر رفتن و بازی هامون 😍 😍 😍 😍 😍 😍 ...
2 مهر 1396

۴۴ماهگی

سلام من آیدا کوچولو امروز ۴۴ ماهه شدم 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 مامان نوشت:جان منی؛ از این عزیزترنمی شود... ...
7 شهريور 1396

آیدا از ۴۳ تا ۴۴ ماهگی

سلام من آیدای خیال پرداز و دوست داشتنی ومهربون و خوش اخلاق اومدم؛این ماه یه بازی باحال اختراع کردم از مامان وبابا وداداشی می خوام که چشماشون رو ببندن و بغلشون رو باز کنن و بعد میگم صبر کنید ببینید کدومتون رو انتخاب می کنم بعد می دوم و همیشه فقط میرم بغل مامانیم😉 هروقت می خوام برم گردش یا پارک قبل از رفتن میگم من حتمایه دوست خوب پیدا می کنم و جالبه که همیشه هم این اتفاق میفته و من همیشه یه دوست خوب پیدا میکنم واتفاقات این ماه به روایت تصاویر اولین عکسها مربوط به یه روز خوبه که با دوستامون رفتیم گردش از صبح رفتیم و تا عصر موندیم و حسابی با بچه ها بازی کردیم من و آوا و دینا ورضا کوچولو وآبجی زهرا ترنم گلی هم جاش حسابی خالی بود 😍...
2 شهريور 1396